Sample Sidebar Module

This is a sample module published to the sidebar_top position, using the -sidebar module class suffix. There is also a sidebar_bottom position below the menu.

Sample Sidebar Module

This is a sample module published to the sidebar_bottom position, using the -sidebar module class suffix. There is also a sidebar_top position below the search.
گزارش برنامه‌ها

  • عضویت

باشگاه برزین مهر

گزارش صعود به سومین قله مرتفع ایران "سبلان"

 

 

تاریخ اجرای برنامه: پنج شنبه و جمعه 7و8 شهریور ماه 1398

سطح برنامه: کوهنوردی دشوار

سرپرست برنامه:  آقای محمد کریمی

مربی: خانم مرضیه طهماسبی

افراد شرکت کننده: 13 نفر محمد کریمی، بابک آئینه وند، مرضیه طهماسبی، پدرام پژوهشی، کامیار رضائیان پور، سپیده نوری، پروانه خدابنده لو، بهرنگ فرامرزی، رضا حسینی اقدم، مهدی نعمتی، مینا چاکرالحسینی، علیرضا بخشی فرد، النا حسینی

تهیه گزارش: محمد کریمی

پشتیبان برنامه: محمود اصغری نژاد

 

طبق تقویم سه ماهه دوم سال ۹۸  به همراه ۱2 نفر از همنوردان ساعت ۱۱ شب چهارشنبه ۶ شهریور راهی مشگین شهر در استان اردبیل می شویم.

سحرگاه روز پنچ شنبه ۷ شهریور از پنجره اتوبوس منظره قله ای مغرور و زیبا که طلوع خورشید رنگ سرخ به آن بخشیده است نظرمان را جلب می کند.

سبلان....

ساعت ۷ صبح است که به مشگین شهر رسیده ایم و بعد از آنکه آبی به سرو صورت خود می زنیم صبحانه را صرف کرده به سمت پل معلق مشگین شهر راهی می شویم.

نزدیکی‌های‌ظهر ۴ نفر از همنوردان از شهرستان نقده به جمعمان می پیوندند.

بعد از صرف ناهار به سمت شابیل حرکت می کنیم و ساعت ۱۶ به سمت پناهگاه شمال شرقی توسط لندرورهایی که در محل هستند راهی می شویم.

اتاق ۲۰ نفره ی شماره ۷ پناهگاه که از قبل رزرو شده است پذیرای ما می شود.

لازم به ذکر است وضعیت بهداشتی و نظم پناهگاه امسال نسبت به سالهای گذشته بهتر است و این نتیجه نظارت به آن توسط فدراسیون و هیئت کوهنوردی مشگین شهر می باشد.

شب همراه میشود با تولد همنورد عزیزمان آقای کامیار رضائیان پور و همنوردان جشن کوچکی برپا کرده و پس از خوردن شام آماده ی خواب می شویم.

ساعت ۹ شب است که کم کم همه به خواب می روند تا برای صعود فردا آماده شوند.

ساعت ۳ صبح است و زنگهای گوشی ها که از قبل تنظیم شده اند به صدا در می آیند،کوهنوردان یکی پس از دیگری بیدار شده و آماده می شوند. قرار حرکتمان به سمت قله ساعت ۴ صبح است.

راس ساعت و با تشکیل صف منظم زیر آسمانی صاف و پر از ستاره به آرامی از کنار چادرهای برپا شده می گذریم.

به اول پاکوب و ابتدای شیب تند مسیر می رسیم. به آرامی به سمت بالا حرکت می کنیم،کمی هوا سرد است و این حکایت از این دارد که هوای قله به هم ریخته است، کمی نگران می شویم که مبادا سبلان ما را طلب نکند و مجبور به بازگشت شویم...

نزدیکی های طلوع آفتاب است، یک تیم از کوهنوردان در حال بازگشت هستند و خبر از بدی هوا در نزدیکی قله را به ما می دهند.

کمی استراحت میکنیم خورشید خود را بالا می کشد تا گرمابخش تنمان شود. غرق در نظاره اش شده ایم و بازار گرفتن عکسهای زیبا داغ است...

تیم انرژی مضاعفی می گیرد و به راه خود ادامه می دهد.

سردی هوا را طلوع خورشید می شکند و ساعت ۸:۳۰ است که به ابتدای شیب سنگ محراب رسیده ایم.

اندکی استراحت کرده و با تجدید قوا به آرامی به سمت سنگ محراب حرکت می کنیم، کمی زیر سنگ محراب توقف کرده سپس به سمت دریاچه راهی می شویم.

اکنون ساعت ۹:۳۰ دقیقه است. دریاچه ی سبلان غرق در مه و هوا کمی سرد است.کوهنوردان دور دریاچه نشسته اند و شوق وصف ناشدنی تیم را فراگرفته است...

اشک شوق جاری می شود، در آغوش هم تبریک برای صعود و شکر ایزد منان برای فرصتی دوباره، برای بوسه ای دیگر بر قله ای زیبا....

عکس ها گرفته می شود و کم کم آماده برگشت می شویم. در راه برگشت و زیر سنگ محراب شانزدهمین سالگرد آسمانی شدن "محمداوراز" کوهنورد فقید  کشورمان و شهرستان نقده را گرامی می داریم.

دلمان را در قله و زیر سنگ محراب جا گذاشته و با نگاهی که گاه گاه به پشت سر می اندازیم از آنها دور می شویم‌، توگویی ...

پاهایمان قصد رفتن ندارد.

با آرزوی دیداری مجدد به سمت پناهگاه به راه می افتیم و آهسته و در کنار هم ساعت ۱۳:۳۰ همگی به پناهگاه می‌رسیم.

همنوردان نقده ای ازما جدا می شوند و به سمت شابیل به راه می افتند‌. با امید دیدار دوباره بدرقه شان می کنیم و خود به خوردن ناهار و جمع کردن کوله هایمان می شویم.

ساعت ۱۵ سوار بر ماشین شده و به سمت شابیل حرکت می کنیم.

تا ساعت ۱۹:۳۰ در شابیل توقف می کنیم و از فرصت استفاده کرده تن خسته خود را به آب گرم آن می سپاریم تا خستگی یک روز کوهنوردی نسبتا سنگین را از تن به در کنیم.

با خوردن یک شام لذیذ به سمت سه راه فخر آباد با تعداد ۳ دستگاه سواری به راه می افتیم. اکنون سبلان پشت سرمان است، انگار دارد بدرقه مان می کند.  آب و هوا به سرعت در حال تغییر است. جاده غرق در مه و هوا کمی سرد است. ساعت ۱۹:۴۵ به محلی رسیده ایم که قرار است اتوبوس سوارمان کند.

بارانی شدید شروع به باریدن می کند و زیر باران اتوبوس هم از راه می رسد به سرعت خود را به آن رسانده و بعد از تحویل بارهایمان سوار اتوبوس می شویم.

گویی سبلان برای بدرقه پشت سرمان آب می پاشد تا به سلامت به خانه برگردیم و تا سال بعد منتظر دیدارمان می ماند.

برنامه به پایان می رسد و ساعت ۶ صبح در کرج از یاران و همنوردان جدا می شویم و به امید صعود و برنامه ی زیبای دیگر راهی خانه هایمان می شویم.

سخن مدیرعامل

با عنایت پروردگار منان و با وجود قلبی سرشار از عشق به طبیعت و کوهستان بر آن شدیم که با توجه به پتانسیل بالای استان البرز در داشتن کوههای زیبا, طبیعت بکر, دیواره های بین المللی و جوانان مستعد, فعالیتی را در این زمینه آغاز کنیم که منجر به تاسیس باشگاه برزین مهر گردید.

در این راستا چند تن از پیشکسوتان و مربیان و جوانان پرشور و آگاه به علم روز کوهنوردی در کنار هم گرد آمده ایم تا در راه اعتلای این ورزش در استان البرز و شهر کرج قدم برداریم.

در این راه دست تمامی ورزشکاران، استادان , مربیان,  همنوردان و پیشکسوتان را به مهر می فشاریم و امیدواریم همه دست در دست هم جامعه ای سالم و سرشار از نیکی ها داشته باشیم.

خبرنامه ایمیلی

برای اشتراک در خبرنامه ایمیلی برزین مهر آدرس ایمیل خود را وارد نمائید: